تامین مالی از بازار سرمایه؛ روشها و مزایا
تامین مالی فرایند تامین سرمایه مورد نیاز برای فعالیتهای تجاری مانند سرمایهگذاری، راهاندازی یا توسعه کسبوکار، خرید تجهیزات است. اساسا بقا و رشد هر کسبوکاری به جذب منابع مالی بستگی دارد. هدف از این فرایند، کسب نقدینگی لازم بهمنظور تکمیل پروژهها، افزایش سودآوری، کاهش ریسک است. بنگاههای اقتصادی بزرگ و متوسط از بازار پول و سرمایه منابع مالی لازم خود را بهدست میآورند. شرکتهای کوچک و استارتاپها از طریق تامین مالی جمعی منابع مالی خود را جمعآوری میکنند.
روشهای تامین مالی
دولت، خانوارها و بنگاههای اقتصادی برای ادامه فعالیت خود، نیازمند تامین مالی هستند. تامین مالی بنگاههای اقتصادی از طریق منابع درون و بیرون از بنگاه صورت میگیرد. بنگاههای اقتصادی میتوانند از منابع داخل یا خارج از کشور به منابع مالی مورد نیاز خود دست یابند. فرایند تامین مالی از طریق بازار پول و بازار سرمایه دو شیوه تامین مالی از طریق منابع داخل کشور است. بنابراین، منابع مالی مورد نیاز بنگاههای اقتصادی از دو محل استقراض (ایجاد بدهی) و حقوق صاحبان سهام (سرمایه) تامین میشود. استقراض، وام یا انتشار اوراق است و حقوق صاحبان سهام، سرمایهگذاری سهامداران در شرکت است.
بهطور سنتی، بالاترین حجم از تامین مالی بنگاههای اقتصادی از طریق تسهیلات بانکی بوده است. این شیوه، مبتنی بر بدهی بهشمار میرود و نوسانات نرخ بهره یکی از عوامل اثرگذار بر اخذ تسهیلات بانکی است. اگرچه همچنان نظام بانکی بیشترین سهم را در تامین مالی بنگاههای اقتصادی، بهویژه شرکتهای دولتی برعهده دارند، اما طی سالهای اخیر، بازار سرمایه و ابزارهای متنوع این بازار به یکی از روشهای رایج در این فرایند تبدیل شدهاند. افزایش 30 درصدی تامین مالی شرکتها از بازار سرمایه در سال 1402 نسبت به سال 1401 گواهی بر این ادعاست. در ادامه به معرفی و مزایا و معایب این روش میپردازیم.
روشهای تامین مالی از طریق بازار سرمایه
یکی از کارکردهای مهم بازار سرمایه، هدایت پساندازها و سرمایههای خرد و کلان به بخش تولید و تامین مالی بنگاههای اقتصادی است. دستیابی به منابع مالی بنگاهها از بازار سرمایه به دو روش امکانپذیر است: سرمایه و بدهی. در هر روش، ابزارهای متنوعی وجود دارد و شرکتها میتوانند متناسب به نیاز خود اقدام به جذب نقدینگی لازم کنند.
در هر دو شیوه، بنگاههای اقتصادی قادر به جذب حجم بالایی از منابع مالی هستند و امکان تامین مالی به صورت بلندمدت وجود دارد. سازمان بورس و اوراق بهادار به عنوان ناظر و رگولاتور حضور دارد و انتشار اوراق را کنترل میکند. سرمایهگذاران خرد با هر مبلغی قادر به شرکت در این فرایند هستند.
تامین مالی مبتنی بر سرمایه
منظور از تامین مالی مبتنی بر سرمایه، واگذاری بخشی از سهام شرکت از طریق عرضه سهام در بازار سرمایه، افزایش سرمایه و تاسیس شرکت پروژه یا صندوق پروژه است. در این فرایند، شرکتها بهجای قرض، بخشی از سهام خود را واگذار میکنند. با این اقدام، سهامداران نهتنها در سود و زیان شرکت سهیم میشوند، بلکه در کنترل شرکت نیز مشارکت میکنند. بنابراین، این شیوه از تامین مالی، سبب ایجاد تغییر در ساختار مالکیت شرکت میشود.
از دست دادن بخشی از مالکیت در کنار تقسیم سود و کاهش سود سهامداران با افزایش تعداد آنها جمله معایب این شیوه است. از سوی دیگر، عدم تضمین بازپرداخت سرمایه یا پرداخت سود سهام، کاهش ریسک اعتیاری و افزایش قابلیت دریافت تسهیلات از مزایای تامین مالی مبتنی بر سرمایه بهشمار میرود.
عرضه سهام در بازار سرمایه
تاسیس شرکت سهامی عام، عرضه سهام و/یا عرضه اولیه یکی از روشهای جذب نقدینگی برای یک فعالیت اقتصادی است. شرکتها با ورود به بازار سهام و عرضه بخشی از سهام خود در فرایند عرضه اولیه به تامین سرمایه مورد نیاز خود از طریق جذب سرمایهگذاران جدید میپردازند. نقدشوندگی بالا، دسترسی به منابع مالی، معافیت مالیاتی، سهولت در انتشار اوراق از جمله مزایای این روش است.
افزایش سرمایه
یکی از روشهای تامین مالی شرکتها، افزایش سرمایه است. شرکتها برای تدوام و توسعه فعالیت، افزایش قدرت رقابت، اصلاح و بهبود ساختار مالی شرکت، اقدام به افزایش سرمایه میکنند. سود انباشته، آورده نقدی سهامداران، صرف سهام و تجدید ارزیابی داراییها، 4 روش افزایش سرمایه است. هر کدام از این 4 روش، مزایا و چالشهای ویژه خود را دارند.
برای درک اینکه کدام نوع برای تامین مالی گزینه بهتری است، باید به ساختار خود شرکت توجه کرد. به دلیل اینکه هر شرکت پیچیدگی و ساختار ویژه خود را دارد، نمیتوان یک شیوه را ارجح دانست. در تجدید ارزیابی داراییها، در عمل پولی وارد شرکت نمیشود. این نوع از افزایش سرمایه، برای عملیات حسابداری و بهمنظور بهبود صورتهای مالی شرکتها انجام میشود. افزایش سرمایه از طریق آورده نقدی و صرف سهام، سبب ورود منابع مالی جدید به شرکت میشود.
صندوق پروژه
این نوع از صندوقها با هدف جذب سرمایه و منابع مالی طرحهای توسعهای نوآور تشکیل میشوند. صندوقهای پروژه با گردآوری وجوه از سرمایهگذاران، منابع مالی را صرف ساخت و بهرهبرداری پروژههای تولیدی مختلف میکنند. با تکمیل پروژه، سود حاصل از بهرهبرداری پروژه میان سرمایهگذاران تقسیم میشود.
تامین مالی مبتنی بر بدهی
در این فرایند، شرکتها برای تامین نقدینگی مورد نیاز خود، دست به انتشار اوراق میزنند. در این شیوه، ساختار مالکیت شرکت دستنخورده باقی میماند و دارندگان اوراق بهادار، نقشی در کنترل شرکت ندارند. بنابراین، مهمترین مزیت این شیوه از جذب نقدینگی، حفظ ساختار مالکیت شرکت است. ایجاد سپر مالیاتی، کاهش ریسک سرمایهگذاری و حفظ سود باقیمانده از دیگر مزایای این روش بهشمار میروند. ارائه تضامین، افزایش ریسک نقدینگی، نرخ بهره و کاهش جریانهای نقدی از جمله معایب تامین مالی مبتنی بر بدهی محسوب میشود.
در حال حاضر اوراق بدهی قابل انتشار عبارتند از:
اوراق اجاره؛ اوراق بهادار قابل انتقالی است که بیانگر مالکیت مشاع دارندگان آن در یک دارایی است. اوراق اجاره بهعنوان یک منبع تامین مالی بهمنظور خرید یک یا چند دارایی و اجاره آنها به بانی منتشر میشود. در این روش یک نهاد واسط دارایی معین را از فروشنده خریداری و به خریدار اجاره میدهد.
اوراق مرابحه؛ اوراق بهادار قابل انتقالی است که نشان میدهند دارندگان آنها به صورت مشاع مالک یک دارایی هستند. با انتشار این اوراق، یک نهاد واسط میان خریدار و فروشنده، دارایی موردنیاز را از شخص فروشنده خریداری کرده و آن را بهصورت فروش اقساطی در اختیار خریدار قرار میدهد.
اوراق استنصاع؛ بنگاههای اقتصادی که در پی احداث یا توسعه پروژه خاصی هستند، از طریق اوراق استنصاع میتوانند اقدام به احداث آن پروژه کنند. این اوراق، هنگامی استفاده میشوند که یکی از طرفین قرارداد مسئول ساخت، تحویل یا انجامدادن پروژهای تا تاریخ معین و با مبلغ معین ذکر شده در قرارداد باشد.
اوراق مشارکت؛ اوراق بهادار با نامی است که بیانگر مشارکت دارنده آن در یک طرح اقتصادی است. این اوراق بهمنظور اجراییشدن طرحهای سودآور در حوزه تولید، خدمات و طرحهای ساختمانی، با قیمت و سررسید مشخص منتشر میشوند.
تامین مالی جمعی
کراد فاندینگ یا تامین مالی جمعی، روشی برای گردآوری سرمایه از تعداد زیادی سرمایهگذار خرد است. این شیوه، روشی نوآورانه در جذب سرمایه است که در دهه اخیر در میان کارآفرینان و استارتاپها رواج یافته است. طرحهای کرادفاندینگ معمولا به صورت آنلاین و در بستر پلتفرمهای تامین مالی جمعی برگزار میشوند. سرمایهگذاران از طریق این پلتفرمها با ایده کسبوکارها آشنا میشوند و در و با سرمایهگذاری در این طرحها، از پاداش یا مشارکت در سهام بهرهمند میشوند.
سخن پایانی
همانگونه که مطرح شد تامین مالی، یک فرایند مهم در ماندگاری و رشد و توسعه بنگاههای اقتصادی است. شرکتها با بررسی فاکتورهایی شیوهای را برمیگزینند که متناسب با نیازها و انتظارات آنها است. معیارهایی مانند ریسک، بازده، حجم سرمایهگذاری، افق تامین مالی و در دسترس بودن از جمله این فاکتورهاست.



